|
زندگی جالبی داریم!
شب هایش را با بافتن آرزوهای طولانی مان طی میکنیم
و روزهایش را با پاره کردن زنجیرهای بافته شده از آرزوهایمان!
گاهی هم می شود که گوشه ای از این دنیا تمام روز را
مشغول فروکردن حرفهای شاید عاشقانه مان هستیم به معشوقه ی جدیدمان!
این روال تا وقتی ادامه خواهد داشت که حرفهایمان از یک دور چرخیدن به پایان رسیده باشد!
آن وقت است که بیاییم و بنشینیم همان گوشه و ساز مخالف را برای معشوقه های جدیدتر کوک کنیم!
زندگی به نوبت!
دست آخر هم باید منتظرباشیم تا کلاغ ها تکه های مانده ی نفرت را از لابلای تک تک سلولهایمان خلال کنند!
|