|
امروز به سنگهای زیر پایم،به دیوارها،ستونهای حرم، حتی آبخوری های زمزم خوب دقت کردم،چه میبینم؟ همه یکصدا تو را صدا میکنند، دقت کرده ای همه به سوی مقصود که کعبه باشد روی گردانده اند؟! این موج خاموشی ندارد، این آسمان که حتی موقع شب هم چایش را با زمین عوض نمیکند و شب نمیشود، اینجا تاریکی معنا ندارد، اینجا دور رنگی و حسد و نا امیدی معنا ندارد!
اینجا همه یک هستند برای یک، معبود که تو باشی اینچنین بی نظیر ، بنده ات هم میشود اینچنین!
دقت کرده ای اینجا آدمها هر کدام با زبان خود بی اینکه زبان طرف مقابلشان را بدانند با هم صحبت میکنند و چقدر هم خوب هم را میفهمند! اینجا زبان و دست و پا و چشم و گوش همه انگار خود حرف میزنند ! انسان اینجا هر جزء اش یک موجود است!
هر جزء اش در برابر تو یک نیایش دارد!
اینجا محشر نیست، آیا؟!
|