Click Here!

                               aksaam l jamnevesht l rss l email           

v    سالی که بهارش پیدا نیست نکوست؟    

من که گفتم دست زمستان گیر کرده لای پنجره من!
ولی شما فقط لبخندی مصلحت آمیز نثارم کردید
حالا بکشید!
هم برف و سرما را هم زمستان را!
هنوز هم معلوم نیست این سال ما نکوست یا نه!
بهارش که قصد آمدن ندارد!
هی جایش راعوض میکند
زورچاپون : کمی هم بیایید این فضای حوصله مان را بکشید، شاید کش بیاید!


March 31, 2009 9:58 AM   Comment(s) (17)


v    TaGHdiir!    

نشسته ایم و تقدیر را تماشا میکنیم که هی رقم میخورد!
زورچاپون :
دوباره عشوه های سال جدید!
دوباره خاطره های سال قدیم!
که روی صفحه زمان میلغزند!


March 19, 2009 11:11 PM   Comment(s) (2356)


v    هنوز 87 !    

آقا اجازه !
میشه این زنگ آخر سال رو بزنید بریم تو اون سال!؟
دیگه داره خیلی کش میاد، حواست که هست!؟


March 18, 2009 9:54 AM   Comment(s) (1)


v    درد سر!    

گاهی این نسبت ها هستند که گم میشوند و مارا دچار مشکل میکنند!
وگرنه همه با هم نسبت داریم!
گفت :امشب بازداشتید!
،
اون دوتای دیگه رو بیارید!


March 15, 2009 3:18 PM   Comment(s) (1452)


v    یه لقمه نون!    

برای تشکیل خانواده بود که تصمیم گرفتیم برویم یه ماشین دهه سی چهلی قرض کنیم و برای یک لقمه نان و رزق و روزی خیابانهای شهر رو بالا و پایین کنیم!
توی همان خیابان های شلوغ بود که با ادبیات جدیدی اشنا شدیم!
آخر کار هم بجای اینکه دستمان به دهانمان برسد دهانمان رسید به دستمان!
که بعدها فهمیدیم این رسیدن اسمش همان سرویس شدن است!
و چقدر لقمه حلال سخت است و کوچک!


March 9, 2009 7:47 AM   Comment(s) (204)


v    نقاشی    

وقتی بچه بود و نقاشیش خوب نبود، زندگی رو با تمام 128 تا رنگِ مداد رنگی هاش میکشید
حتی کلاغ رو!
ولی حالا که نقاشیش خوب شده، همه رو با یه رنگ میکشه!
سیاهِ سیاهِ سیاه!
دیگه از کلاغ هم خبری نیست!


March 6, 2009 7:54 AM   Comment(s) (16)


v    ماه شب چندم؟    

توی حاشیه خیابون
یه نگاه انداختم به ماه و ازش پرسیدم، امشب شب چندمه؟
گفت: شب دوم
گفت: دیگه عروسیا شروع میشه!
برگشتم روی زمین، انگاردنبال یه چیزی میگشتم!


March 1, 2009 1:51 PM   Comment(s) (1326)