Click Here!

                               aksaam l jamnevesht l rss l email           

v    SaRneveshT...    

از لا به لای تاریکی ...
توی جاده...
پشت یک کامیون...
نوشته بود...
قسمت همین بود..........
...
زورچاپون : دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادم...
زور چاپون 2 : سرعت گیر زندگی ام شد عدد 6!
همین...
یکشنبه 6 آبان 86


October 29, 2007 6:43 AM   Comment(s) (1)


v    عین شین قاف...    

عشق نیست اگر زندگی اش را نخواهی...
برای خودت میخواهی، پس عشق نیست...
...
زورچاپون : این حال چه شیرین است، بی آنکه کلمه ای به زبان آوریم با همین گفتگوی نا محسوس نگاهها و زیر و بم صداها منظور یکدیگر را یه جوری میفهمیدیم و با همین زبان بود که او روشنتر از همیشه به من گفت که دوستم دارد و چه شیرین بود و ساده و از همه مهمتر چه اعتمادی!


October 24, 2007 4:56 AM   Comment(s) (1)


v    ...    

بعضی چیزها را باید قبول کرد...
باید قبول کرد بعضی چیزها را...
چیزهایی را باید قبول کرد بعضی وقتها...
بعضی چیزها...
بعضی وقتها...
این مهم نیست که چه چیزی را و چه وقت...
فقط باید قبول کرد...!
همین...
...
زورچاپون : خوب میدانم که بعضی چیزها قبول کردنشان کار دشواریست...
ولی لبهای بسته ی من !...چاره ای نیست/هست؟...
باید قبول کرد...
ب ا ی د ...


October 21, 2007 2:38 PM   Comment(s) (1)


v    TiTr...    

گذشته من شده تیتری درشت بر ورودی آینده ام...
که یادم باشد که چه بوده ام و چه میخواهم ...
که خدایی دارم ...
...
زور چاپون : قراره زندگی ام روی چه عددی بایسته؟!


October 17, 2007 8:45 AM   Comment(s) (2)


v    ...    

بیا بشین دانه دانه اشکهایم را جمع کن...
برای روز مبادا!
.
.
.
زور چاپون : هوای دلگیر ...
من و تو...
لحظات بیاد ماندنی...!
9/7/86


October 1, 2007 6:35 PM   Comment(s) (2)