Click Here!

                               aksaam l jamnevesht l rss l email           

v    d@rd e s@r!    

عمو جان تو خسته نشدی ؟!
آخه زنجیر بافتنم شد شغل؟!
دیگه پشت کوه انداختنش چیه؟!
همینه که پیشرفت نکردی دیگه!
زور چاپون: دیگه اینجام مونده بود خوب شد گفتم وگرنه!
زور چاپون 2: پسورد مسنجر و ایملم رو گم کردم...از یابنده تقاضا میشود بیاره!


July 23, 2006 7:22 AM   Comment(s) (4008)


v    -7-    

یادت هست؟...
شش سال بیشتر نداشتیم،توی کلاس این فقط من بودم که 4تا مداد گلی داشتم
یادت هست؟...
تو منو بخاطر مداد قرمز هایم دوست داشتی و من تورو بخاطر ...
بخاطر اون کتاب ...
عشقهای کودکی عجب دورانی داشت...
مدادم را خواستی ولی از روی عشقی که داشتم ،شایدم از غرور عاشقانه بود...
بهت گفتم دیگه ندارم...
در حالی که داشتم...
پشیمانم...
و من در انتظار خواهشی دوباره تا تمام مدادهایم را به تو بدهم...
و تو بعدها از آن شهر رفتی...
و هنوز در انتظارم...
زور چاپون: میدانم که انتظارم ابدیست...ولی می مانم!


July 14, 2006 2:13 PM   Comment(s) (1422)


v    -6-    

دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده...
چیه ،چرا اینجوری نگام میکنید؟!


July 11, 2006 8:28 PM   Comment(s) (3874)


v    tarin!    

یادته دلتنگی هایم را با قلبت عوض کردی...
امانت دار خوبی نبودم...
زور چاپون : حواسم نبود وجدانم را هم همراهیش کرده بودم!


July 8, 2006 10:41 PM   Comment(s) (14368)


v    life    

خدای عزیز میشه برای یک بار هم که شده تو چشم بزاری من برم قایم بشم؟!


July 4, 2006 7:43 AM   Comment(s) (37)